اما درنگاه این پاسداران ارزشهای اخلاقی، اخلاق مجموعهای از محدودیتهاست که اتفاقا عمده آنها جنسی زنانه دارند.
امروز، مهمترین نیاز جنبش زنان بازتعریف ارزشهای اخلاقی در جامعه و تعریف اخلاقی انسانمحور و عمل بر اساس آن است.
جنبش زنان ایران هماکنون تلاشی سیاسی-حقوقی را برای اجبار حکومت به تغییر قوانین ناعادلانه پیش گرفته، اما علیرغم تلاش بسیار توفیق اندکی حاصل نموده است.
حقوق، بازخوانی اخلاقی هنجارهاست و در نتیجه آن، نظام حقوقی جدید نیازمند نظام اخلاقی نو میباشد و این همان چیزیست که عملا از آن غفلت ورزیدهایم.
پس توفیق در تغییر نظام حقوقی نیازمند تبیین نظام اخلاقی نو میباشد.
نپذیرفتن داعیههای اخلاقی محدودیت سازان گام اول است. کسانی که اجبار میسازند، به زور تمسک میجویند و قوانین ناعادلانه را به جامعه تحمیل میکنند؛ نمیتوانند داعیه صیانت از اخلاق داشته باشند.
در گام بعدی باید نظام اخلاقی مدافعان حقوق زنان به طور شفاف بیان گردد و اخلاق را به همان شکل که هست -کاهش رنجهای انسانها- معرفی کنیم و در نهایت به تغییر نظام حقوقی حاکم بر مبنای نظام اخلاقی پرداخت.
